امیرکبیر که بود
امیر کبیر که بود و چرا به قتل رسید؟ + متن سخنان امیرکبیر

میرزا محمد تقی خان فراهانی مشهور به امیرکبیر صدراعظم ایران در دوران ناصرالدین شاه قاجاربوده است. دوران صدارت ایشان سه سال و سه ماه (39) ماه به طول انجامید و در دوران صدارت خود اصلاحاتی را در زمینه های آموزشی، سیاسی و اجتماعی در ایران انجام دادند.

امیرکبیر متولد یکی از روستاهای فراهان اراک بوده و پدرش کربلایی قربان نزد” میرزا عیسی قائم مقام اول” به آشپزی اشتغال داشت.

میرزا تقی خان پس از پدرش در مقام قائم مقام ثانی سمت پدرش را حفظ کرد و در جوانی توانست سمت منشی گری قائم مقام را بدست آورد.

امیرکبیر و تاسیس مدرسه دارالفنون

دارالفنون نام مدرسه ای است که به ابتکار امیرکبیر در زمان ناصرالدین شاه قاجار در تهران تاسیس گردید. می توانیم به دارالفنون لقب نخستین دانشگاه در تاریخ ایران بدهیم. در زمان های قدیم تمامی دانشگاه های خارج از ایران را دارالفنون می نامیدند. امیرکبیر پس از سفر به روسیه متوجه ی کمبود کشور در زمینه ی دارا بودن مرکز آموزش عالی گردید. لذا از ابتدای صدارت خود در راستای ایجاد دارالفنون تلاش نمود اما شاهد تاسیس آن نبود

زیرا دو روز قبل از ورود اساتید خارجی به ایران از صدارت عزل گردید.

ورود استادان اتریشی به مدرسه دارالفنون

اساتید اتریشی در 27 محرم سال 1268هجری قمری دو روز پس از عزل امیرکبیر از مقام صدارت به تهران رسیدند. با این وجود امیرکبیر برای ورود این اساتید سفارشات فراوانی را به جان داود خان نموندند. ناصرالدین شاه نیز از ورود این اساتید بسیار شادمان گردید.

امیرکبیر صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار

گشایش دارالفنون

سرانجام در تاریخ 6 دی ماه 1230 سیزده روز قبل از قتل امیرکبیر با حضور ناصرالدین شاه، میرزا آقاخان نوری و گروهی از معلمین و دانشمندان ایرانی با حضور 30 نفر شاگرد گشایش یافت.

در آن زمان هفت معلم اتریشی آموزش محصلین را که عموما از خانواده های مهم و بانفوذ دربار بودند بر عهده گرفتند بعد ها با اعتراض سفیر انگلستان به ملیت اتریشی این اساتید، چند استاد ایتالیایی، فرانسوی و آلمانی نیز به اساتید اضافه شدند.

دارالفنون ترجمه ی کلمه ی Polytechnic  است که عثمانی ها آن را به زبان عربی تجربه کردند و با همین لفظ عربی وارد زبان فارسی شد.

نحوه کشتن امیرکبیر

از آنجایی که اقدامات و برنامه های اصلاحی امیرکبیر برای مملکت به مذاق بعضی افراد خوش نمی آمد بسیاری از رجال سیاسی از همان سرآغاز صدارتشان سر ناسازگاری با وی داشتند و کم کم تخم بدگمانی و سوءظن را نسبت به امیرکبیر در دل شاه کاشتند. سردسته ی مخالفان امیرکبیر مهدعلیا بود.

شروع دشمنی ها با امیرکبیر

مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه که کینه ای بزرگ از میرزاتقی خان به دل داشت حتی بعد از عزل و تبعید وی راضی نشده و نقشه ای برای گرفتن فرمان قتل امیرکبیر از ناصرالدین شاه کشید. عده ای دلیل این کینه ی دیرینه را بدلیل دست رد به سینه زدن مهدعلیا توسط امیرکبیر برشمرده اند. دلایل دیگری هم در تاریخ ذکر شده از جمله زیاده طلبی ها و جاه طلبی های مهدعلیا. او امید فراوانی به پادشاهی فرزند خود و نفوذ خودش بعنوان ملکه ی مادر داشت اما با سدی قدرتمند بنام امیرنظام برخورد کرد. در آن زمان امیر کبیر همزمان با صدارت خود محدودیت های فراوانی را برای مهدعلیا اینجاد نمود. از جمله قدرت مطلق امیر و تبدیل کردنش به یک مقام تشریفاتی، کاهش حقوق و مستمری های اضافی دربار ، زیر نظر گرفتن روابط مادر شاه با دیگر شاهزادگان و …

خصومت مهدعلیا با امیرکبیر به حدی بود که ازدواج دخترش عزت ملک خانم به فرمان ناصرالدین شاه نیز نتوانست از میزان نفرت وی نسبت به امیرکبیر بکاهد.

دشمنان امیرکبیر که از کینه ی مهدعلیا نسبت به وی با خبر شده بودند شکایت های خود را پیش او می بردند و در توطئه علیه امیرکبیر با او هم داستان می شدند.

ماجرای عزل و تبعید امیرکبیر

سرانجام تلاش های دشمنان و مخالفان امیرکبیر با سردستگی مهدعلیا به ثمر نشست و ناصرالدین شاه جوان و بی تجربه تحت تاثی حرف اطرافیانش ابتدا مقام صدارت را از امیرکبیر خلع نمود. در آن زمان هنوز مقام امارت همچنان در دست امیر بود.

متن عزل امیرکبیر نوشته شده توسط ناصرالدین شاه اینگونه بود: “چون صدارات عظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت برای شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کردیم. باید به کمال اطمینان مشغول امارت نظام باشید ”.

عکس واقعی مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه

قتل میرزا تقی خان امیرکبیر

پس از عزل امیرکبیر از صدارت مهدعلیا و دیگر مخالفان امیر باز هم ساکت ننشستند و به توطئه چینی خود ادامه دادند. آن ها اعتقاد داشتند که بدلیل علاقه ی شاه به امیرکبیر هر لحظه ممکن است شاه از تصمیم قبلی اش منصرف شود لذا ابتدا امیر را از تهران دور کردند و شایعه کردند که امیرکبیر قصد پناهنده شدن به سفارتخانه ی روسیه را دارد و با این شایعات موجب ترس شاه شدند . همین امر نیز موجب شد که شاه امیر را از کلیه مناسب دولتی و لشگری (امیر نظامی و حکومت کاشان) عزل کند. مدتی پس از عزل وی امیرکبیر به همراه خانواده اش راهی فین کاشان شد.

مهدعلیا که هنوز از بازگشت امیرکبیر واهمه داشت بوسیله ی آقاخان نوری نقشه ی قتل امیر را کشیدند و در شبی که شاه در مجلسی از خود بیخود بود فرمان کشتن میرزا تقی خان امیرکبیر را خطاب به علی خان حاجب الدوله فراش باشی از فرزندش گرفت.

نحوه کشتن امیرکبیر در حمام فین کاشان

هنگامی که فراش باشی برای اجرای حکم به کاشان رسید امیرکبیر در حمام فین بود. به محض ورود فراش باشی ماموران حکومتی درهای حمام را بستند.

پس از ورود فراش باشی و صحبت با امیرکبیر به وی اعلام کرد که آماده ی اجرای حکم شاه و مرگ گردد. طبق درخواست امیر قرار شد خود نحوه ی اجرای حکم خودش را تعیین کند. در آن لحظه امیر از جا برخواست غسل نمود و دستور داد تا دو رگ از بازوی وی را بزنند. بدین ترتیب ناصرالدین شاه یکی از نجیب ترین و درست کارترین خدمتگزاران خویش را از دست داد.

پشیمانی ناصرالدین شاه از کشتن امیرکبیر

ناصرالدین شاه پس از به قتل رسیدن امیرکبیر و انتخاب فرد بی کفایتی مثل میرزا آقا خان نوری به منصب صدارت، از صدور حکم قتل امیرکبیر پشمان شده بود و اظهار ندامت می کرد. او در یکی ازنامه های خود به آصف الدوله، حاکم خراسان می نویسد: “کشتن امیر، از اشتباهات دوران جوانی ما بود.” و در جای دیگر می گوید: “اگر ما در اوایل سلطنت خود، تجربه امروز را داشتیم، مرحوم میرزا تقی خان امیرنظام، امروز صدراعظم این مملکت بود”.

محل دفن ناصرالدین شاه

پس از مرگ ناصرالدین شاه جنازه ی وی با حضور مردم در کاشان به خاک سپرده شد. اما همسر وی پس از چند ماه جنازه ی وی را با اجازه ی ناصرالدین شاه به کربلا منتقل نمود.

سخنان امیرکبیر

خانه از پای بست ویران است

خواجه در بند نقش ایوان است

——————————————

اگر نیت یکساله دارید، گندم بکارید؛ اگر نیت ده ساله دارید،

درخت بکارید و اگرنیت صدساله دارید انسان تربیت کنید

————————————————-

من ابتدا فکر می‌کردم که مملکت. وزیر دانا می خواهد ؛

و مدتی بعد به این نتیجه رسیدم که مملکت. شاه دانا می‌خواهد ؛

اما اکنون میفهمم که مملکت. ملت دانا می‌خواهد

————————————————————–

مسئول نادانی شان نیز ما هستیم. اگر ما به اندازه کافی مدرسه ساخته بودیم

جاهلان بساطشان را جمع کرده بودند

—————————————————————–

این خیانت به ملت و کشور است که انچه راکه میتوان در کشور تولید کرد

مورد استفاده قرار نداد و از بیرون آورد

—————————————————————–

به غیر از خدا
به هر آنچه امید داشته باشی
خدا از همان چیز ناامیدت می کند